آتش بزن بر قلب من، تا سوز و خاکستر شوم
با شعله های سر کش ات، بر قلب بیـــمارم بزن
با گیسوان پر پرت هر لحظه ســــازی می زنی
افشان کن اش آن زلف را، با تـــار آن دارم بزن
دارم بزن دارم بزن، چنگی به این جــــانم بزن
در چنگ تو، شد جان من، شوری دگر دارم بزن
ابرو کــمان انداختی، آتش به جــــان انداختی
سودا کنی گر تیر خود، من هم خریـــدارم بزن
ای لیلی افسانه ام، بر بوسه ای هم قـــــانع ام
مجنون لبهایت شدم، یک بوسه تبـــــدارم بزن
چشم تو جــــانم می برد، آهو کـــمانم می برد
با چشم تیرانداز خود، دیدی تو هر بـــارم بزن
شب رفت و من غرق توام، ای ساحل رویایی ام
از ســــاحل چشمان خود روزی بر افــــکارم بزن 

ما را در سایت بغض دنبال میکنید
برچسب: مجنون, نویسنده: بازدید: 113